ارفش
لغت نامه دهخدا
ارفش. [ اَ ف َ ] ( ع ص ) پهن گوش. کلان گوش.( تاج المصادر بیهقی ): ارفش الاذنین. ( منتهی الأرب ).
ارفش. [ اَ ف َ ] ( اِ ) رجوع به ارقش شود.
ارفش. [ ] ( اِخ ) (... کابلی ) از پهلوانان گرشاسب نامه:
بقلب اندرون هرکه بد زاولی
پس پشتشان ارفش کابلی.اسدی.هم اندر بَرِ کُه رده برکشید [ گرشاسب ]
سزا جای ده پهلوان برگزید
سوی راست آذرشن و برزهم
سوی چپ چو بهپور و ارفش بهم.اسدی.میان اندرون ارفش شیرفش
سوی تیو و توپال شد کینه کش.اسدی.
فرهنگ فارسی
از پهلوانان گرشاسب نامه
فرهنگ اسم ها
اسم: ارفش (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: arfash) (فارسی: ارفش) (انگلیسی: arfash)
معنی: نام یکی از پهلوانان گرشاسب نامه
جمله سازی با ارفش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به قلب اندرون هر که بُد زاولی پس پشتشان ارفش کاولی