ارسنگ

لغت نامه دهخدا

ارسنگ. [ ] ( اِخ ) ( قصبه ٔ... ) از قصبات حوالی بلخ. ( حبط ج 2 صص 265-266 ).
ارسنگ. [ اَ س َ ] ( اِخ ) محرّف ارثنگ.ارژنگ. ( برهان ) ( جهانگیری ). نگارخانه مانی. ( جهانگیری ). و در جهانگیری این بیت شاهد آمده:
همی تافت از پرنیان روی خوبش
نگاریست گوئی پر ارسنگ مانی.فرخی.و در دیوان چ عبدالرسولی ( ( ارتنگ ) ) است.

جمله سازی با ارسنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زانکه در حادثه ها بر سرم ارسنگ آید استعانت نکنم جز بخدای عزّو جلّ

چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز