لغت نامه دهخدا
ارزیافت. [اَرْزْ ] ( ن مف مرکب، اِ مرکب ) نتیجه ای که از ارزیابی بدست آمده، مانند ارزش خانه و ملک. ( فرهنگستان ).
ارزیافت. [اَرْزْ ] ( ن مف مرکب، اِ مرکب ) نتیجه ای که از ارزیابی بدست آمده، مانند ارزش خانه و ملک. ( فرهنگستان ).
(اَ ) (اِمف. اِمر. ) ارزیافته، نتیجه ای که از ارزیابی به دست آمده مانند ارزش خانه و ملک.
نتیجۀ ارزیابی، نتیجه ای که از عمل ارزیابی به دست می آید.
ارزیافته، نتیجهای که از ارزیابی به دست آمده مانند ارزش خانه و ملک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شخصیت اصلی که موجب تولد جبر جابجایی به عنوان یک شاخه اصلی گشت ولفگانگ کرول بود که مفاهیم پایه ای موضعی سازی و تکمیل یک حلقه و همچنین حلقههای موضعی منظم را معرفی نمود. او مفهوم بعد کرول یک حلقه را قبل از این که آن را برای حلقههای ارزیافت و حلقههای کرول گسترش دهد، این مفهوم را برای حلقههای نوتری بنا نهاد. تا به امروز، قضیه ایدهآل اصلی کرول بهطور گسترده به عنوان تک مهمترین قضیهٔ جبر جابجایی شناخته میشود. این نتایج راه را برای معرفی جبر جابجایی به هندسه جبری هموار نمود، ایده ای که هندسه جبری را منقلب کرد.