اذرگشب
مترادفها
شب
لغت نامه دهخدا
( آذرگشب ) آذرگشب. [ ذَ گ ُ ش َ ] ( اِخ ) مخفف آذرگشسب.
جمله سازی با اذرگشب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 . اذرگشب قره قشلاق. مهدی حسابداری وحسابرسی در شرکتهای بزرگ جلد ۵ ۱۳۹۶
💡 در داستانهای افسانهای قدیمی، شبهای اذرگشب با توصیفاتی از تاریکی مطلق و خنکای شدید هوا همراه بود که هیبتی مرموز به فضای داستان میبخشید.
💡 شاعر با استفاده از واژه اذرگشب، فضایی غمآلود و دلتنگ را در شعر خود خلق کرد که گویی زمان سپیدهدم بسیار دور از دسترس است.
💡 در آن شبهای سرد و اذرگشب، تنها صدای باد بود که در میان درختان میپیچید و سکوت مرگباری بر تمام روستای کوهستانی حاکم شده بود.