ادیار

لغت نامه دهخدا

ادیار. [ اَدْ ] ( ع اِ ) ج ِ دَیر. ( دهار ). کلیساهای ترسایان. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

جمع دیر
کلیساهای ترسایان

جمله سازی با ادیار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پدر کریشنامورتی (نارایانیاه) پس از سال ۱۸۸۲ علاوه بر برهمین بودن، یک تئوسوفیست نیز محسوب می‌شد. به همین خاطر پس از بازنشستگی در پایان سال ۱۹۰۷ و محدود شدن دارایی اش، به دنبال اشتغال در ستاد انجمن عرفانی در ادیار بود. وی سرانجام توسط انجمن به عنوان کارمند استخدام شد و با خانواده‌اش در ژانویه سال ۱۹۰۹ به ادیار نقل مکان کرد.

💡 و از آن ترسیده که نباید که سرمایه از دست برود و سود بدست نیاید و عاقبت مرتبه خاکی در آب طلب بایدکرد که «یا لیتنی کنت ترابا» ما را به عنایت بی‌علت از کنج ادیار خمول بیرون آورد بی اختیار ماو به کرامت تخمیر «بیدی» مخصوص گردانید و خلعت اضافت «من روحی» درس وجود ما انداخت و بر تخت خلافت «وجعلکم خلایف الارض» نشاند و تاج «یحبهم» بر فرق ما نهاد و جملگی ملا اعلی را پیش تخت ما سجود فرمود و بر ما ندای «الدین اصطفینا من عبادنا» در ملک و ملکوت داد. اگر آنچه تمامی اسباب معشوقی ماست برشمریم که تاب آن شنودن دارد؟ و کونین و خافقین چه کنج بارگاه ناز ما دارد؟ بیت