ادرس
مترادفها
نشانی
لغت نامه دهخدا
( آدرس ) آدرس. [ رِ ] ( فرانسوی، اِ ) نشانی خانه و جز آن. عنوان و نام کسی بر سر نامه یا پشت پاکت.
فرهنگ معین
( آدرس ) (رِ ) [ فر. ] ( اِ. ) ۱ - نشانی خانه، اداره و مانند آن، نشانی (فره ). ۲ - عنوان و نام کس یا جایی بر پشت پاکت و مانند آن.
فرهنگ عمید
( آدرس ) ۱. نشانی شخص یا اداره و بنگاه.
۲. نوشته ای که حاوی نشانی یک محل باشد.
فرهنگ فارسی
( آدرس ) ۱ - نشانی خانه و بنگاه و مانند آن. ۲ - عنوان و نام کسی بر پشت پاکت و مانند آن.
نشانی خانه و جز آن
عنوان، نام ونشانی شخص یااداره وبنگاه، عنوانی که روی کاغذوپاکت یاچیزدیگرنوشته شود
جمله سازی با ادرس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 3- ارتباط بین طبقات عمودی و افقی: هر شماره رسیده از سالن بر روی طبقات افقی بایستی با توجه به ادرس ردیف و طبقه و اتصالی به مشترکین اختصاص داده شود. عمل برقراری ارتباط بین طبقات عمودی و افقی را رانژه کردن می گویند. ارتباط بین این طبقات توسط سیم مخصوصی به نام سیم رانژه انجام می شود.
💡 اغلب فایروالها میتوانند برای این حملات حائل باشند. بعضی سیستم عاملها هم با ارائه به روز رسانی جدید این چاله را از بین بردند به علاوه روترها هم میتوان جوری پیکربندی کرد که ترافیک ورودی و خروجی را به نحوی فیلتر کنند که بستههایی که ادرس مبدا و مقصدشان یکی است را رد نکنند