لغت نامه دهخدا
( آداش ) آداش. ( ترکی، ص مرکب، اِ مرکب ) آتاش. سمی. همنام:
گر کار بنامستی از آداشی عمّر
فرزند تو با عمّر بودستی هموار.ناصرخسرو.رجوع به آتاش شود.
( آداش ) آداش. ( ترکی، ص مرکب، اِ مرکب ) آتاش. سمی. همنام:
گر کار بنامستی از آداشی عمّر
فرزند تو با عمّر بودستی هموار.ناصرخسرو.رجوع به آتاش شود.
( آداش ) [ تر. ] ( اِ. ) همنام، هم اسم.
( آداش ) نسبت میان دو تن که یک نام داشته باشند، همنام، هم اسم.
( آداش ) ( اسم ) همنام سمی هم اسم دو تن که یک نام دارند هر یک نسبت بدیگری آداش باشد.
سمی همنام
آتاش: همنام، هم اسم، دوتن راکه یک نام داشته باشندنسبت به هم آداش گویند
اسم: آداش (پسر) (ترکی) (تلفظ: adash) (فارسی: آداش) (انگلیسی: adash)
معنی: آتاش، همنام، هم اسم
💡 غیاث دولت و دین آنکه طوطی جانرا ز شکر سخن خوش اداش چینه بود