لغت نامه دهخدا
اخصاص. [ اِ ] ( ع مص ) خوار داشتن. || عیب کردن.
اخصاص. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ خُص، بمعنی خانه نی و آنکه از چوب مسقف باشد.
اخصاص. [ اَ] ( اِخ ) دو قریه است بفیّوم مصر. ( معجم البلدان ).
اخصاص. [ اِ ] ( ع مص ) خوار داشتن. || عیب کردن.
اخصاص. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ خُص، بمعنی خانه نی و آنکه از چوب مسقف باشد.
اخصاص. [ اَ] ( اِخ ) دو قریه است بفیّوم مصر. ( معجم البلدان ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این الگوریتم کدگذاریهای با طول متغیر نسبتاً کارامدی تولید میکند. وقتی دو مجموعهٔ کوچکتر که با یک تقسیمبندی ایجاد شدهاند در واقع دارای احتمال برابری هستند، یک بیت اطلاعاتی که برای تمایز آنها استفاده میشود، به بهینهترین نحو به کار گرفته میشود. متأسفانه شانون-فانو همیشه پیشوند کدهای بهینه تولید نمیکند؛ مجموعهٔ احتمالات {۰٫۳۵٬۰٫۱۷٬۰٫۱۷٬۰٫۱۶٬۰٫۱۵} مثالی است که به آن کدهای نابهینهای توسط کدگذاری شانون-فانو اخصاص داده میشود.
💡 اولین رمان روانشناختی روشن عبدالله اغلو "در این شهر کسی نیست"، شهرت خاصی را برای مولف در وطنش به ارمغان آورد. این اثر شهیر در سال های ۲۰۱۶-۲۰۱۷ عنوان پرفروشترین کتاب آذربایجان را به خود اخصاص داد.