لغت نامه دهخدا
اخترکن. [ اَ ت َ ک َ ] ( نف مرکب ) ازجای کننده اختر:
نیزه ای اندر بنان اخترکن و جیحون مضا
باره ای در زیر ران هامون بر و گردون سپر.سنائی.
اخترکن. [ اَ ت َ ک َ ] ( نف مرکب ) ازجای کننده اختر:
نیزه ای اندر بنان اخترکن و جیحون مضا
باره ای در زیر ران هامون بر و گردون سپر.سنائی.
( اسم صفت ) از جای کننده اختر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیزهای اندر بنان اختر کن و جیحون مصاف بارهای در زیر ران هامون برو گردون سیر
💡 این ندارد کران از آن شه گو ترک اختر کن و از آن مه گو