لغت نامه دهخدا
احمدمیرزا. [ اَ م َ ] ( اِخ ) ( مدرسه سیدی... ) مدرسه ای بود بشبرغان. رجوع بحبط ج 2 ص 294 شود.
احمدمیرزا. [ اَ م َ ] ( اِخ ) یکی از حکام استرآباد بزمان قاجاریه. رجوع بسفرنامه مازندران و استرآباد رابینو ص 165 شود.
احمدمیرزا. [ اَ م َ ] ( اِخ ) ( مدرسه سیدی... ) مدرسه ای بود بشبرغان. رجوع بحبط ج 2 ص 294 شود.
احمدمیرزا. [ اَ م َ ] ( اِخ ) یکی از حکام استرآباد بزمان قاجاریه. رجوع بسفرنامه مازندران و استرآباد رابینو ص 165 شود.
💡 توران السلطنه در جوانی به عقد ناصرالدینشاه قاجار درآمد و از او صاحب یک پسر و دو دختر شد به نامهای احمد میرزا عضدالسلطنه، تاجالسلطنه و فرح السلطنه. او به دلیل زیبایی «جیران شکن» لقب گرفته بود. جیران نام همسر محبوب ناصرالدین شاه بود به زیبایی شهره بود و در جوانی درگذشت.
💡 عبیدالله در ۸۹ سالگی در سال ۸۹۵ق در قریه کمانگران سمرقنددرگذشت و سلطان احمد میرزا جنازه او را به سمرقند منتقل کرد و در محله خواجه کفشیر به خاک سپرد.
💡 اویس پس از فوت پدرش در خدمت عمویش شیر محمد بود. پس از مدتی وضعیت خود را آزاردهنده دید و به همین دلیل از دربار گریخت و جان یک کازاکی (دزد) را گرفت. بسیاری از جوانان برجسته مغول داوطلبانه به دنبال او رفتند. از جمله امیر سید علی دوغلات (جد میرزا محمد حیدر دوغلات) بود. امیر سید علی دوغلات فرزند سید احمد میرزا فرزند امیر خدایداد بود.
💡 بنایی پس از این رخداد در تاریخ نامعلومی به هرات بازمیگردد. چون تذکرهنویسان نوشتهاند که پس از بازگشت به هرات باز میان او و علیشیر نوایی اختلاف افتاد، پس این بازگشت باید پیش از سال ۸۷۹ خ. (۹۰۶ ق) یعنی سال مرگ نوایی باشد. او باز هم به خاطر این دشمنیها به ماوراءالنهر میگریزد و در دستگاه سلطان احمد میرزا پسر سلطان ابوسعید تیموری جاه و مقام مییابد.