لغت نامه دهخدا
احتمام. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) اندوهگین شدن بشب و بخواب نرفتن از اندوه. بیخواب ماندن. || گرم نشدن چشم و بی خواب ماندن بی آنکه درد باشد.
احتمام. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) اندوهگین شدن بشب و بخواب نرفتن از اندوه. بیخواب ماندن. || گرم نشدن چشم و بی خواب ماندن بی آنکه درد باشد.
اندوهگین شدن بشب و بخواب نرفتن از اندوه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ترتیب مهمات هفت کشور رای تو بیک احتمام داده