ابن جلا

لغت نامه دهخدا

ابن جلا. [ اِ ن ُ ج َ ] ( اِخ ) ابن جلای مرسی. نام طبیبی مشهور در خدمت منصور. ( لکلرک ).
ابن جلا. [ اِ ن ُ ج َ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) شناخته هر کس. ( مهذب الاسماء ). شناخته. || سید. رئیس. سر. سرور.

فرهنگ فارسی

نام طبیبی مشهور در خدمت منصور

جمله سازی با ابن جلا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گاه چون عبدالله ابن جلا داده سهل آئینهٔ دل را جلا

💡 و ابن جلا گوید: سیصد پیر را دیدم. در میان ایشان هیچ کس بزرگتر از چهارتن نبود. اول ایشان بوتراب بود.

افتخار یعنی چه؟
افتخار یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز