پسافوردگرایی

فرهنگستان زبان و ادب

{post fordism/ post-fordism} [جامعه شناسی] مفهومی که از دهۀ 1980 برای توصیف موقعیت جدید سرمایه داری در گذار از سازمان یافتگی متمرکز به وضعیتی انعطاف پذیرتر و پراکنش جهانی به وجود آمد

ویکی واژه

مفهومی که از دهۀ 1980 برای توصیف موقعیت جدید سرمایه‌داری در گذار از سازمان‌یافتگی متمرکز به وضعیتی انعطاف‌پذیرتر و پراکنش جهانی به وجود آمد.

جمله سازی با پسافوردگرایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 این اصطلاح توسط آلن تورن (زادهٔ ۳ اوت ۱۹۲۵) جامعه‌شناس فرانسوی وضع شد و ارتباط تنگاتنگی با مفاهیم نظری جامعه‌شناختی مشابهی مانند پسافوردگرایی، جامعه اطلاعاتی، اقتصاد دانش‌بنیان، اقتصاد فراصنعتی، مدرنیته متاخر و جامعه شبکه‌ای دارد. همه آنها می‌توانند در رشته‌های اقتصاد یا علوم اجتماعی به عنوان یک پس‌زمینه نظری کلی در طراحی پژوهش استفاده شوند.

💡 در عصر پسافوردگرایی، تمرکز از تولید انبوه محصولات یکسان به سمت تولید کالاهای متنوع و سفارشی بر اساس نیازهای خاص مشتریان تغییر یافته است.

💡 ویژگی‌های اصلی دوران پسافوردگرایی شامل انعطاف‌پذیری در تولید، استفاده از فناوری‌های دیجیتال و اهمیت بالای بخش خدمات در ساختار اقتصادی است.

💡 تحلیل‌های جامعه‌شناسی نشان می‌دهند که الگوی پسافوردگرایی باعث تغییر در ساختار نیروی کار و ایجاد مشاغل جدید در حوزه تکنولوژی شده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران