لغت نامه دهخدا
مهایانه. [ م َ ن َ ] ( اِخ ) بوداییان شمال خود را بدین نام می خواندند و آن به معنی کشتی بزرگ است. ( از ایران در زمان ساسانیان ص 60 ). رجوع به مهایانا شود.
مهایانه. [ م َ ن َ ] ( اِخ ) بوداییان شمال خود را بدین نام می خواندند و آن به معنی کشتی بزرگ است. ( از ایران در زمان ساسانیان ص 60 ). رجوع به مهایانا شود.
ماهایانا در بوداگرایی دو شاخهٔ اصلی وجود دارد. نام آن ها هینهَ یانَه و مهایانَه است. یانه در سانسکریت یعنی راه. هینه یعنی کوچک و محدود و کهتر. مها یعنی بزرگ و مهتر. در فارسی می شود آن ها را کهراه و مهراه ترجمه کرد. ماهایانا به طور تحت اللفظی، گردونهٔ بزرگ یکی از مکتب های آیین بودایی است که پیروان آن در چین، کره، ویتنام، و ژاپن اکثریت دارند.
فرق بنیادین هینه یانه ( کهراه ) با مهایانه ( مهراه ) اینست که آرمان هینه یانی ها تک - بیداری ( اَرهت شدن ) است ولی مهایانی ها به بیدارگر شدن باور دارند.
توضیح: در کیش بودا آرمان فرجامین افراد، بودا شدن است. واژه بودا در سانسکریت یعنی بیدار. منظور از بیدار شدن، پی بردن به رازهای هستی و پیوند یافتن با جهان راستین ( حق ) در پس پرده این جهان ظاهری است. بوداییان جهان پیرامون ما را مانند پرده ای رنگ و وارنگ می دانند که میان ما و جهان راستین کشیده شده است. در باور ایشان جهان راستین ِ پشت پرده دارای هیچکدام از ویژگی های این جهان ظاهری دور و بر ما نیست. اگر هم از آن ها بپرسید که آن ها این را از کجا می دانند می گویند چونکه بودا به آن جهان راه یافته و برگشته و از آنجا برای ما خبر آورده است. این در اصل همان حرف مولانا جلال الدین بلخی و دیگر شناسایان است که بر عاری بودن جهان راستین ( حق ) از صفات اینجهانی تأکید دارند و ادعا دارند که چیزهایی از آن جهان را تجربه کرده اند و زبانشان از توصیف آن برای ما قاصر است چونکه برای چیزی که ویژگی های این جهان را ندارد در زبان و اندیشه ما واژه و پنداره ای برای آن وجود ندارد.
هینه یانی ها ( باورمندان به راه محدود ) معتقدند که هرکس باید بکوشد برای خودش این پرده را پاره کند و از روزنه ای به دریای حق فرارَود. آن ها معتقد به تکروی هستند. در بوداگرایی این بیدارشوندگان تکرو را اَرهت یعنی آدمهای باارزش می نامند. اما مهایانی ها ( مهراهی ها ) بر این باورند که کسانی که دریای بیکران حق و راستی را دریافتند باید دم درگاه حق بمانند و بکوشند تا بقیه موجودات را هم به سوی حق و حقیقت بکشانند. در ادبیات بودایی به این گونه افراد بیدارگر ( بوداسَف یا بودی سَتوا Bodhisattva ) می گویند. بیدارگران اینکار را از روی مهرورزی به همه موجودات می کنند. یعنی آن ها همه ماها را به چشم نمودهایی از جهان حق می بینند و به همه ما مهر می ورزند و می کوشند تا ما را نیز مانند خود به سوی رستگاری و حق یابی بکشند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچنین شواهدی وجود دارد که هوویشکا از پیروان بودیسم مهایانه بود. یک قطعه خطی سانسکریت از مجموعه شوین، هوویشکا را به عنوان "کسی که در رتبه چهارم در مهایانه مطرح شده است" توصیف میکند. برخی از نقش برجستههای گنداره نیز تصور میشود که هوویشکا را نشان میدهد که به بودا کمک مالی میکند.
💡 بوداگرایی تا زمان فروپاشی پادشاهی خُتَن (که امروزه در غرب چین واقع شده) در سال هزار میلادی، دین رسمی این پادشاهی بود. بوداگرایی در پادشاهی ختن تحت تأثیر شاخه مهایانه قرار داشت و ختن با مجموعه گسترده متون بودایی خود، از آنجمله کتاب زَمبَستَه که ویژه ختن بود، به نفوذ بودیسم در مناطق پیرامونی، بهویژه تبت، کمک کرد.
💡 در این دوران تائوئیسم و آیین بودایی، به ویژه شاخه مهایانه آن، گسترش بیشتری پیدا کرد. هر چند که زبان چینی زبان رسمی دربار بود، اما معرفی سیستم کانا که هیراگانا و کاتاکانا از آن ریشه گرفت، سبب پیشرفت روزافزون ادبیات ژاپنی شد.
💡 امپراتوری پالا به نوعی عصر طلایی تاریخ بنگال به حساب میآید. مردم بنگال هیچ گاه در طول تاریخ تا این اندازه به قدرت، جلال و شکوه نرسیدند. پالاها مکتب بودایی مهایانه را به مردم تبت، بوتان و میانمار معرفی کردند. پالاها نفوذ زیادی نیز در آسیای جنوبشرقی داشتند. عاقبت در قرن ۱۲ میلادی، دولت پالا آن قدر ضعیف شد که با یورش دودمان سنا و لشکریان مسلمان از میان رفت.
💡 پژوهشگران بر این باورند که گنداری دارای المانهایی از زبانهای بومی ناآریایی است. در کاوشهای باستانشناسی دستنوشتههای چندی مربوط به بوداگرایی به زبان گنداری یافتشدهاست. متن بودایی مهایانه در روزگار شاهنشاهی کوشان ترجمه و به چین فرستادهشدند، یکی از این متنهابر طوماری از پوست درخت توس در نزدیکی ختن یافت شدهاست.
💡 در این دوران تائوئیسم و آیین بودایی، به ویژه شاخه مهایانه آن، گسترش بیشتری پیدا کرد. هر چند که زبان چینی زبان رسمی دربار بود، اما معرفی سیستم هجانمای کانا که هیراگانا و کاتاکانا از آن ریشه گرفت، سبب پیشرفت روزافزون ادبیات ژاپنی شد.