لغت نامه دهخدا
( هینة ) هینة.[ ن َ ] ( ع اِ ) روش. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). برای نوع است. ( از اقرب الموارد ). آهستگی و وقار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). سکینه و وقار. ( از اقرب الموارد ).
هینة. [ هََ ن َ ] ( ع ص ) مؤنث هین. ( از اقرب الموارد ). رجوع به هین شود.
هینة. [هََ ی ْ ی ِ ن َ ] ( ع ص ) تأنیث هَیِّن و هَیِن، به معنی سهل و آسان. ( از اقرب الموارد ). رجوع به هین شود.