گل نم

لغت نامه دهخدا

گل نم. [ گ ُ ن َ ] ( اِ مرکب ) نم کم. نم قلیل. نم اندک. آب بسیار اندک که بر چیزی پاشند. در اصطلاح عوام، قدری آب به تنباکو زدن. رجوع به گل نم زدن شود.

فرهنگ فارسی

نم کم نم قلیل. نم اندک آب بسیار اندک که بر چیزی پاشند.

جمله سازی با گل نم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رویش از خاک چو برداشتم از خوی شده بود لاله برگش چو گل نم زده در وقت سحر

💡 دیده ای دارم که ویران گشته از یکقطره اشک خانه چشمم تو گوئی از گل نم دیده است

💡 بدان مسیح که از باد دم باذن الله ز پاره گل نم دیده ساخت حیوانی

💡 دلم عاشق بدو، مهرش به سر بار گل نم دیده را آبی تمامست

💡 طراوت رخت آب سمن تمام ببرد رخت ز گل نم و از آفتاب نام ببرد