قبیصه
لغت نامه دهخدا
( قبیصة ) قبیصة. [ ق َ ص َ ] ( ع اِ ) خاک فراهم کرده شده. || توده سنگریزه ها. || آنچه به سر انگشتان گرفته شود. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
قبیصة. [ ق َ ص َ ] ( اِخ ) دهی است به شرق موصل. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( معجم البلدان ).
قبیصة. [ ق َ ص َ ] ( اِخ ) دهی است نزدیک سرمن رای. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( معجم البلدان ).
قبیصة. [ ق َ ص َ ] ( اِخ ) ابن اسود از صحابیان است. ( منتهی الارب ).
قبیصة. [ ق َ ص َ ] ( اِخ ) ابن براء از صحابیان است. ( منتهی الارب ).
قبیصة. [ ق َ ص َ ] ( اِخ ) ابن جابر از صحابیان است. ( منتهی الارب ).
قبیصة. [ ق َ ص َ] ( اِخ ) ابن دَمون از صحابیان است. ( منتهی الارب ).
قبیصة. [ ق َ ص َ ] ( اِخ ) ابن ذویب از صحابیان است. ( منتهی الارب ).
قبیصة. [ ق َ ص َ ] ( اِخ ) ابن شُبرُمَة یا بُرﱡمَة از صحابیان است. ( منتهی الارب ).
قبیصة. [ ق َ ص َ ] ( اِخ ) ابن مهلب از احمقان طائفه ازد است. وی ملخی را دید که پرواز میکند گفت: از اینها نهراسید و روزی میگفت: رأیت غرفة فوق بیت و غلام خود را گفت: اذهب الی بیاض الملأ. ( عیون الاخبار ج 2 ص 45 ).
قبیصة. [ ق َ ص َ ] ( اِخ ) ابن مُخارق از صحابیان است. ( منتهی الارب ).
قبیصة. [ ق َ ص َ ] ( اِخ ) ابن وقاص از صحابیان است. ( منتهی الارب ).
جمله سازی با قبیصه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بجز اشعار وی در ستایش خلفاء و درباریان آنان؛ الباقی اشعار در وصف باده و بادهخواری یا طلب مال از دیگران است. تیمی در ابیاتی از صرف جوانی خود در شرابخواری و لذت از آن خبر میدهد. وی همچنین در ابیاتی دیگر، به باده خواری خود با برادرش ابونیجان و پسر عمویش قبیصه اشاره دارد. وی در شعری دیگر از علاقه خود به جاریهای اشاره دارد که از عیسی بن رشید میخواهد به او کمک کند تا آن جاریه خریداری شود. عیسی این شعر را پس از خواندن برای مأمون، ۳۰هزار درهم از مأمون دریافت میکند تا به شاعر برساند. از وی چند بیت در توکل و توصیههای اخلاقی گزارش شدهاست. از مجموع اشعار وی، ۱۰۰ ورق باقی ماندهاست که هنوز تحقیق و چاپ نشدهاند.