مرده شور. [ م ُ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) غسال که مرده را بشوید و غسل دهد: پس مرده شور باز سر شود و سر و ریشش را به نرمی بشوید. ( از ترجمه النهایه ).
- رویش را به آب مرده شورخانه شسته اند؛ سخت بی حیاست، سخت بی شرم است.
- مرده شوربرده؛ نفرینی است. رجوع به مرده شور شود.
- مرده شور تخته شور کردن؛ نفرین کردن که مرده شور ببرد و به تخته بیفتد. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
( ~. ) (ص فا. ) = مرده شوی: کسی که شغلش شستشو و غسل دادن مردگان است.
کسی که مردگان را غسل می دهد، غسال.
( صفت ) کسی که شغلش شستشو و غسل دادن مردگان است.
مرده شوی: کسی که شغلش شستشو و غسل دادن مردگان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خواب تلخ داستان مرده شور پیری به نام اسفندیار در شهر قدیمی سده (خمینیشهر فعلی) است که با عزرائیل مواجه میشود. بیشتر ماجراهای این فیلم که در ۱۹ اپیزود روایت میشود، در گورستانی قدیمی و کهنه در شهر سده که بیش از هشتصد سال عمر دارد اتفاق میافتد. همهٔ آدمهای فیلم از اسفندیار گرفته تا قبرکن، مردهشور زن و مردی که لباس مردهها را میسوزانند، نابازیگرند و در نقش واقعی خود ظاهر شدهاند.
💡 هماکنون برخی خانمها میگویند بچه دار نمیشویم برای اینکه هیکلمون به هم می خوره. ای مرده شور ببره هیکلت رو. مگه هیکلت رو می خوای ببری آخرت؟ تو این هیکل رو می خوای چه کار؟ غیر از اینه که می خوای ببری تو قبر یا اینکه می خوای هیکلت رو ببری تو خیابون نشون بدی. استفاده هیکلت برای شوهرته و البته شوهرت برای توئه و برای بچه آوردن.