لغت نامه دهخدا
( فرمة ) فرمة. [ ف َ م َ ] ( ع اِ ) دوائی است که زنان بدان شرم خود را تنگ کنند. ( منتهی الارب ). رجوع به فرم شود.
فرمه. [ ف َ م َ / م ِ ] ( اِ ) به معنی بنفشه باشد و آن گلی است مشهور. ( برهان ).
( فرمة ) فرمة. [ ف َ م َ ] ( ع اِ ) دوائی است که زنان بدان شرم خود را تنگ کنند. ( منتهی الارب ). رجوع به فرم شود.
فرمه. [ ف َ م َ / م ِ ] ( اِ ) به معنی بنفشه باشد و آن گلی است مشهور. ( برهان ).
دوائی است که زنان بدان شرم خود را تنگ کنند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ماکس فرستاپن به دلیل نقض ماده ۲٫۵٫۱ قوانین ورزشی بینالمللی فیا به استوارتها ارجاع شد، زیرا به نظر میرسید او ماشین همیلتون را در حین پارک فرمه لمس کرده است. در نتیجه فرستاپن ۵۰ هزار یورو جریمه شد.