لغت نامه دهخدا
فضول گفتن. [ ف ُ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) یاوه گویی. بیهوده گفتن. فضول آوردن:
تا کی بری عذاب و کنی ریش را خضاب ؟
تا کی فضول گویی و آری حدیث غاب ؟رودکی
فضول گفتن. [ ف ُ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) یاوه گویی. بیهوده گفتن. فضول آوردن:
تا کی بری عذاب و کنی ریش را خضاب ؟
تا کی فضول گویی و آری حدیث غاب ؟رودکی
یاوه گویی. فضول آقا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و اگر به سبب گرسنگی فایده ای نبود مگر آن که شهوت سخن بود و شهوت فرج ضعیف شود، تمام است که هرکه سیر بخورد به فضول گفتن و عیب جستن مشغول شود و شهوت فرج غالب شود و اگر فرج نگاه دارد، چشم نگاه ندارد و اگر چشم نگاه دارد، اندیشه دل نتوان داشت و گرسنگی همه را کفایت کند. و برای این گفتند بزرگان که گرسنگی گوهری است در خزانه حق تعالی. بدان دهد که دوستش دارد و به هر کسی ندهد. و یکی از حکما گفته است که هر مرید که یک سال نان تهی خورد و نیمه آن خورد که عادت وی باشد، خدای تعالی اندیشه زنان از دل وی برکند.