میرفندرسکی

سید ابوالقاسم موسوی استرآبادی، که به نام‌های میر فندرسکی و میرزا بیک بن سید صدر الدین موسوی استرآبادی نیز شهرت داشت، یکی از برجسته‌ترین عالمان، عارفان، حکیمان و فیلسوفان بزرگ دوران صفویه بود و هم‌عصر با پادشاهانی چون شاه عباس اول و دوم صفوی محسوب می‌شد. شهرت او به میر از انتساب به سادات موسوی و به فندرسکی از زادگاهش، فندرسک، از توابع استرآباد گرگان، ناشی می‌شد. پس از اتمام دوره‌های مقدماتی تحصیل در زادگاه خویش، ایشان برای تعمیق دانش خود سفری به مازندران، قزوین و سرانجام اصفهان، مرکز علم و دانش آن دوران، نمود. وی در اصفهان از محضر استادانی چون علامه چلبی بیگ تبریزی و میر برهان‌الدین محمدباقر اشراق استرآبادی بهره برد و در رشته‌های حکمت و علوم عقلی به مراتب عالی دست یافت.

مکانت علمی میر فندرسکی در مدرسهٔ خواجوی اصفهان، که با حضور شخصیت‌هایی چون شیخ بهایی، میرداماد و خود ایشان شهره بود، بیش از پیش تثبیت شد. ایشان در این مرکز به تدریس متون اساسی فلسفی و کلامی، از جمله شفا و قانون ابن سینا، و همچنین مبحث ملل و نحل شهرستانی مبادرت می‌ورزید. جلسات درس او شهرتی زبانزد داشت و مشتاقان علم و حکمت، حتی از دورترین نقاط، برای بهره‌مندی از محضر او در اصفهان گرد هم می‌آمدند. میر فندرسکی به واسطهٔ جامعیت علمی کم‌نظیر خود در حکمت طبیعی، الهی، ریاضی و تمامی علوم عقلی، در کنار تبحر در شعر و ادبیات، از نوادر روزگار خود به شمار می‌رفت و اوقات خود را وقف تحقیق، تدریس و سرودن شعر می‌نمود.

این حکیم بزرگ، به همراه هم‌عصران برجسته‌اش، شیخ بهایی، میرداماد و ملاصدرا، نقش اساسی در پایه‌گذاری و توسعهٔ مکتب فلسفی اصفهان ایفا نمود. از شاگردان نامدار مکتب او می‌توان به شخصیت‌هایی چون آقا حسین خوانساری، ملا محمدباقر محقق سبزواری، میرزا رفیعای نائینی و ملا حسنعلی شوشتری اشاره کرد. کتب و منابع عصر صفوی همواره با احترام فراوان از فضایل علمی، ملکات نفسانی و جایگاه رفیع میر فندرسکی یاد کرده‌اند و شخصیت ایشان را به عنوان یکی از ارکان فکری آن دوران به ثبت رسانده‌اند.

لغت نامه دهخدا

میرفندرسکی. [ف ِ دِ رِ ] ( اِخ ) رجوع به ابوالقاسم فندرسکی شود.

دانشنامه اسلامی

[ویکی اهل البیت] سید ابوالقاسم موسوی استرآبادی مشهور به میر فندرسکی فرزند میرزا بیک بن سید صدر الدین موسوی استر آبادی عالم عارف، حکیم و فیلسوف بزرگ عصر صفوی (معاصر شاه عباس اول و دوم صفوی ) است. به جهت آنکه از سادات موسوی بوده به« میر» و چون زادگاهش در فندرسک از توابع استرآباد گرگان بود، به فندرسکی مشهور بود.
میر فندرسکی پس از تحصیلات مقدماتی در زادگاه خود برای تکمیل تحصیلات به مازندران و قزوین و در نهایت به اصفهان سفر کرد.
سیدابوالقاسم، نزد علامه چلبی بیگ تبریزی (م. 1041ق)- که خود از شاگردان افضل الدین محمد ترکه اصفهانی بود- و هم چنین نزد میربرهان الدین محمدباقر اشراق استرآبادی (م. 1041ق) به تحصیل حکمت و علوم پرداخت.
میرفندرسکی در مدرسه خواجوی اصفهان، که به داشتن دانشمندان به نامی چون شیخ بهایی، میرداماد و میرفندرسکی مشهور بود، به تدریس شفاء و قانون ابن سینا و دروس مختلف دینی، حکمت، کلام و هم چنین ملل و نحل شهرستانی مبادرت ورزید. جلسه درس او مشهور و زبانزد خاص و عام بود و علاقه مندان به حکمت، از دورترین نقاط، در درس او حاضر می شدند.
میرفندرسکی در حکمت طبیعی، الهی و ریاضی و همه علوم عقلی و شعر و ادبیات تبحر بسیار داشت و از لحاظ جامعیت علمی از نوادر روزگار بوده و در عبارت و ریاضت اهتمام بسیار داشت و اوقات را به تدریس علوم عقلی و نقلی، تحقیق مسائل علمی و سرودن شعر سپری می نمود. بسیاری از دانشمندان نامدار همچون "آقا حسین خوانساری"، "ملا محمد باقر محقق سبزواری"، "میرزا رفیعای نائینی" و" ملا حسنعلی شوشتری" از شاگردان اویند.
وی معاصر فلاسفه بزرگی همچون شیخ بهایی، میر داماد و ملاصدرا بود. وی همراه این بزرگان مکتب فلسفی اصفهان را پایه ریزی نمود. در کتب عصر صفوی از وی با احترام و تجلیل نام برده شده و فضایل علمی و ملکات نفسانی او مورد ستایش قرارگرفته است.
در مورد تبحر او در ریاضیات گفته می شود مشکلترین معادلات ریاضی و مسائل غامض هندسی که به عصر خواجه طوسی بدون حل مانده بود بالبداهه به برهان آن پاسخ می داد.
هندوستان در آن دوران به سبب روش و منش خاص اکبرشاه و سیاست «صلح کل او»، هم از لحاظ رونق اقتصادی و امنیت اجتماعی مردمان نقاط دیگر را به سوی خود می کشید و هم از لحاظ تنوع ادیان و آیینها و دوری از تعصبات مذهبی و فرقه ای برای مردمان آزاداندیش جایگاهی امن و دلخواه بود.

جمله سازی با میرفندرسکی

💡 سردار مریم بختیاری، در سال ۱۳۱۶ خورشیدی، ۳ سال پس از اعدام فرزند ارشدش؛ علی‌مردان خان در شهر اصفهان در گذشت. او در تکیه میرفندرسکی تخت فولاد در اصفهان به خاک سپرده شد.