قرضم

مترادف‌ها

بدهی من، قرض من

لغت نامه دهخدا

قرضم. [ ق ِ ض ِ ] ( اِخ ) پدر قبیله است از مهرةبن جیدان، و یا فرضم به فاء است نه قاف. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با قرضم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اخم مکن! گوش به عرضم بده مُفت نخواهم ز تو، قرضم بده!

💡 خرجم فزون ز غایت و قرضم برون ز حد فکر از برای خرج کنم یا برای قرض

💡 چون که نومید بودم از تهران بود قرضم فزون و فرع گران

💡 ز پل چون از پل قرضم در آزار سبک کن گردن عجزم ازین بار

💡 دوم بر دل ز قرضم هست دردی که غیر از لطف شاهش نیست درمان

💡 من تمام تلاش خود را به کار می‌گیرم تا با مدیریت درست هزینه‌های روزمره، بتوانم در اسرع وقت تمام مبلغ قرضم را به بانک بازپرداخت کنم.

💡 از آنجایی که مبلغ قرضم بسیار زیاد است، مجبور شدم برای تامین هزینه‌های زندگی و تحصیل، برنامه ریزی دقیق و سختی را در زندگی خود اجرا کنم.

💡 اگر بتوانم در شغل جدیدم موفق شوم، حتماً می‌توانم تمام بدهی‌ها و مبلغ قرضم را به موقع تسویه کنم و از فشار استرس رها شوم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران