قرال

لغت نامه دهخدا

قرال.[ ق َ ] ( ترکی، اِ ) رئیس. ( استینگاس ) ( ناظم الاطباء ). || پادشاه. ( استینگاس ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || فرمانده. ( ناظم الاطباء ). || سردار. || مهتر قوم. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

رئیس یا پادشاه

جمله سازی با قرال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ملک قرم و مسقو بستان ز قرال نو بر روس مسلط شو بر روم مسلم باش

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز