منصفی

لغت نامه دهخدا

منصفی. [ م ُ ص ِ ] ( حامص ) انصاف و عدالت و دادگری. ( ناظم الاطباء ). حالت و چگونگی مُنصِف. رجوع به منصف شود.

جمله سازی با منصفی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تاریخ ساخت: ۱۳۵۱ / محل فیلمبرداری: بندرعباس / زمان فیلم: ۲۰ دقیقه / بازیگران: ابراهیم منصفی، جلال منصفی / دستیار کارگردان: بشیر اولی‌بندری / امور فنی، دوربین، صدا، تدوین، کارگردانی، تهیه و …: حسن بنی‌هاشمی

💡 حسن ریشه در فرهنگ بومی‌اش دارد و دوربین او مثل گیاهی که در آن آب و خاک اصیل پرورش یافته باشد، گریه می‌کند و اندیشمندانه، اصالت و پاکی‌ای را که او می‌داند هرگز باز نخواهد گشت به سوگ می‌نشیند و منصفی نیز با ترانه برکهٔ خشک که در پایان فیلم می‌خواند این حس را به اوج می‌رساند.

💡 ابراهیم منصفی شاعر و هنرمند عزیز خطه هرمزگان نیز چندین سال در دیار دهتل به شغل معلمی مشغول بوده و پس از آن نیز به ایلود از توابع دهتل رفته و در آنجا زندگی تشکیل داده و تا آخر عمر در همین مکان سکنی می‌گزیند.

💡 باراک اوباما، رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا به تیراندازی‌های اخیر پلیس واکنش نشان داده است. وی گفته وقتی وقایعی مانند این اتفاق می‌افتد، گروه بزرگی از شهروندان ما این‌طور فکر خواهند کرد که به خاطر رنگ پوستشان، رفتار متفاوتی با آنها می‌شود؛ و این موضوع دردناک است. این موضوع باید همه ما را نگران کند. این مسئله سیاه، یا مسئله هیسپانیک نیست. این مسئله آمریکاست. هر انسان منصفی باید نگران شود.

💡 وگر ز ظلم گله کرده‌ام مشو در خشم که منصفی قسمی نو شنو به فصل خطاب

💡 چون منصفی نیابی، چه معرفت چه جهل چون زال زر نبینی، چه سیستان چه بست

سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز