نامعتمد
مترادفها
غیرقابل اعتماد، نامطمئن
متضادها
معتمد، قابل اعتماد
لغت نامه دهخدا
نامعتمد. [ م ُ ت َ م َ ] ( ص مرکب ) آنکه قابل اعتبار و اعتماد نبود. ( ناظم الاطباء ). نامعتبر. مقابل معتمد.
جمله سازی با نامعتمد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ابلیس وار ناکس و نامعتمد مباش گر همچو جبرئیل امین نیستی امین
💡 نباید به اطلاعاتی که از منابع نامعتمد و غیرعلمی منتشر میشوند اعتماد کرد، زیرا این دادهها میتوانند باعث اتخاذ تصمیمات نادرست و خطرناک شوند.
💡 در معاملات تجاری، همکاری با یک فرد نامعتمد میتواند منجر به ضررهای مالی سنگین و از بین رفتن اعتبار تجاری شرکت شما در بازار شود.
💡 پلیس از مردم خواست که به اخبار منتشر شده در صفحات نامعتمد شبکههای اجتماعی توجه نکنند و فقط به منابع رسمی خبر اعتماد کنند.