لغت نامه دهخدا
چمن بر.[ چ َ م َ ب ُ ] ( اِ مرکب ) چمن پیرا و چمن زن. ابزار بریدن چمن. و رجوع به چمن پیرا و چمن زن و چمن زنی شود.
چمن بر.[ چ َ م َ ب ُ ] ( اِ مرکب ) چمن پیرا و چمن زن. ابزار بریدن چمن. و رجوع به چمن پیرا و چمن زن و چمن زنی شود.
چمن پیرا و چمن زن - ابزار بریدن چمن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گلبن فراز تخت چمن بر نهاده تاج بستان به حکم باده ز ملک وجود باج
💡 خندهٔ بی اختیار گل ز هوشش برده است سینه می مالد چمن بر خاک از جوش نشاط
💡 سیر و پروازش اگر آشفته باشد دور نیست عندلیب این چمن بر بال سنبل میپرد
💡 با نو بهار دوش به دوش آی در چمن بر بلبلان کرشمه گل را وبال کن
💡 پیوسته دل ز قطع امید آرمیده است راحت درین چمن بر نخل بریده است
💡 چون نمیبینم قدش را در چمن بر یاد او میروم نظاره سرو و صنوبر میکنم