لنگ شدن
مترادفها
لنگ موندن، ناقص شدن، زمینگیر شدن
لغت نامه دهخدا
لنگ شدن. [ ل َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) از یک پای عاجز شدن. شل شدن. در پای کوتاهی یا شکستگی یافتن. اقعاد. ( منتهی الارب ). || لنگ شدن کاری؛ تعطیل شدن آن. به علتی معوق و معطل ماندن آن. متوقف ماندن آن.
- لنگ شدن کاروان یا قافله؛ اقامت کردن آن در منزلی.
فرهنگ فارسی
از یک پای عاجز شدن شل شدن.
جمله سازی با لنگ شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابنعربشاه نیز لنگ شدن تیمور را در اثر ضربهای میداند که چوپانی در سیستان بر ران تیمور وارد کرد، در حالیکه گوسفندی را از آن چوپان ربوده بود. کلاویخو فرستادهٔ مخصوص آنری سوم پادشاه اسپانیا در دربار تیمور، لنگ شدن تیمور را در اثر حمله اهالی سیستان به او و یارانش میداند. به گفتهٔ او مهاجمان، تیمور را از اسب انداختند و پای راست او را زخمی کردند.
💡 ابن عربشاه که مورخ عصر تیموری است در کتاب خود علت لنگ شدن تیمور را بهدلیل ضربهای میداند که یک چوپان بر پای تیمور وارد کرد. به گفته ابن عربشاه تیمور زمانی که در سیستان بود، یک گوسفند از چوپانی ربود و چوپان که شاهد ربودن گوسفند به دست تیمور بود، ضربهای به پای تیمور وارد کرد و اثر این ضربه بر پای تیمور ماند و سبب لنگ شدن او شد.