«معطل ماندن» به حالتی گفته میشود که فرد یا کاری به دلیل وجود مانع، تأخیر، یا نبود شرایط لازم، برای مدتی متوقف شده و امکان ادامه یا انجام آن فراهم نمیشود. این عبارت معمولاً زمانی به کار میرود که شخصی منتظر انجام کاری، رسیدن فردی، یا فراهم شدن امری است و این انتظار بیش از حد معمول طول میکشد. «معطل ماندن» میتواند جنبه زمانی داشته باشد، به این معنا که وقت و زمان فرد بدون نتیجه مشخص سپری شود و برنامهها دچار اختلال شوند. در بسیاری از موقعیتهای روزمره، مانند امور اداری، سفر، یا کارهای شغلی، افراد به دلیل بینظمی یا تأخیر دیگران معطل میمانند. این اصطلاح اغلب بار معنایی منفی دارد، زیرا نشاندهنده اتلاف وقت، خستگی ذهنی یا نارضایتی فرد از شرایط پیشآمده است. «معطل ماندن» فقط به افراد محدود نمیشود و میتواند درباره کارها، پروژهها یا تصمیمهایی به کار رود که به دلایلی پیش نمیروند. در زبان فارسی، این عبارت حس انتظار اجباری و ناخواسته را منتقل میکند و معمولاً با احساس کلافگی یا بیحوصلگی همراه است. به طور کلی، «معطل ماندن» بیانگر توقفی ناخواسته در جریان عادی زندگی یا کار است که باعث تأخیر، اتلاف زمان و کاهش بهرهوری میشود.
معطل ماندن
لغت نامه دهخدا
معطل ماندن. [ م ُ ع َطْ طَ دَ ] ( مص مرکب ) مهمل ماندن. به حال خود رها شدن. متروک ماندن. ضایع ماندن. عاطل ماندن: بلاد خراسان مهمل و معطل می ماند و اهل بدعت مجال فساد می یافتند. ( سلجوقنامه ظهیری ص 17 ). آب آوردن به آن موضع و آغاز عمارت که بعد از استیلای... کفار... خراب و معطل مانده بود. ( تاریخ سیستان ). || متحیر شدن. سرگردان شدن. بلاتکلیف ماندن. || بیکار ماندن.
فرهنگ فارسی
(مصدر ) ۱- متروک ماندن خالی گذاشتن. ۲ - متروک شدن خالی شدن.
جمله سازی با معطل ماندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تکنیک دیگری که اخیراً رایجتر شدهاست، چند ریسمانی است. در تکنیک چند ریسمانی، زمانی که پردازنده مجبور است تا دادهها را از حافظهٔ کند سیستم واکشی کند، به جای معطل ماندن برای رسیدن این داده، به سراغ برنامهٔ دیگر یا ریسمان دیگری میرود که آماده اجرا است. اگرچه این روش موجب افزایش سرعت یک برنامه/ریسمان خاص نمیشود، اما باعث افزایش بازدهی کلی سیستم، از طریق کاهش زمان بیکاری پردازنده میشود.
💡 نظر «معطّله» یا «اهل تعطیل» این است که عقل آدمی به شناخت اوصاف الهی قادر نبوده و فقط باید خیلی گذرا به صفات خداوند پرداخته شود و به اثبات آنها در قرآن و روایات بسنده کرد. اینان بر این باورند که چون انسان از درک حقیقت معانی صفات الهی ناتوان است لذا عقل در این وادی محکوم به معطل ماندن است، به همین خاطر این روش را «تعطیل» و پیروان آن را «مُعَطِّلِه» مینامند.