مقوقس یکی از شخصیتهای تاریخی مهم در تاریخ اسلام و مصر محسوب میشود. او به عنوان حاکم مصر در دوران پیامبر اسلام، حضرت محمد (ص)، شناخته میشود. مقوقس به دلیل موقعیت خود و ارتباطاتش با سلاطین و حکام دیگر، در تعاملات فرهنگی و سیاسی نقش بسزایی داشت. او در زمان ظهور اسلام به پیامبر نامهای نوشت و از او خواست تا دین جدید را برای او توضیح دهد. این اقدام نشاندهندهی کنجکاوی و تمایل مقوقس برای درک بهتر این دین تازه و تأثیرات آن بر جامعهاش بود. وی به عنوان یک شخصیت مذهبی و سیاسی، با دقت به وضعیت کشورش نگاه میکرد و میکوشید تا بهترین تصمیمات را برای مردم خود اتخاذ کند. او در نهایت تصمیم به عدم پذیرش اسلام گرفت، اما همچنان به گفتگو و تعامل با مسلمانان ادامه داد. این تعاملات میتواند به عنوان یک نمونه از مواجههی ادیان و فرهنگها در تاریخ در نظر گرفته شود. مقوقس به خوبی میدانست که تغییرات اجتماعی و دینی میتواند تأثیرات عمیقی بر جامعهاش داشته باشد و به همین دلیل با احتیاط و تفکر در مورد این موضوعات عمل میکرد.
مقوقس
لغت نامه دهخدا
مقوقس. [ م ُ ق َ ق ِ ] ( ع اِ ) مرغی است طوقدار که طوقش سیاه سپیدی مایل باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). نام مرغی شبیه به کبوتر که در گردن طوق سیاه و سپیدی دارد. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || لقب هر پادشاه مصر و اسکندریه و لقب پادشاه هند. مروی است از ابن عباس و غالب که غلط باشد.( منتهی الارب ). لقبی است برای هر پادشاه مصر و اسکندریه و بزرگ هند. ( از اقرب الموارد ). لقب هرکه پادشاه اسکندریه باشد. ( غیاث ). و رجوع به ماده بعد شود.
مقوقس. [ م ُ ق َ ق ِ ] ( اِخ ) لقب جریح بن میناالقبطی رئیس قوم قبط در زمان پیغمبر اکرم ( ص ). رسول خدا نامه ای به شرح زیر برای وی نوشت:«بسم اﷲ الرحمن الرحیم من محمدبن عبداﷲ ورسوله الی المقوقس عظیم القبط سلام علی من اتبع الهدی. اما بعد فانی ادعوک بدعایة الاسلام، اسلم تسلم یؤتک اﷲ اجرک مرتین، فان تولیت فعلیک اثم القبط، یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمة سواء بیننا و بینکم ان لانعبد الااﷲ و لانشرک به شیئا و لایتخذ بعضنا بعضاً اربابا من دون اﷲ فان تولوا فقولوا اشهدوا بأنا مسلمون ». ( از دایرةالمعارف فرید وجدی ). مقوقس هرچند اسلام نیاورد ولی نامه ٔپیغمبر را با احترام پذیرفت و هدایائی فرستاد از جمله دو کنیز قبطی یکی ماریه که پیغمبر خود با وی تزویج فرمود دیگری شیرین که به حسان بن ثابت بخشید. در زمان خلافت عمر، عرب در سرزمین مصر مشغول فتوحات شدند. مقوقس با سردار سپاه عرب، عمروبن عاص صلحی منعقد ساخت و به موجب آن مسلمانان بدون جنگ و جدال وارد اسکندریه شدند و مصر را فتح کردند. ( از تاریخ اسلام دکتر فیاض ص 113 و 158 ). موضوع مقوقس و اینکه این شخص که بود و این کلمه چیست مدتها مسئله تاریکی بود اخیراً دانشمند انگلیسی بتلر از روی اسناد تازه اسلامی و مسیحی که پیدا شده به این عقیده رسیده است که این شخص مردی بود نامش «قیرس » از رؤسای کلیسای قفقاز که هرقل او را از آنجا به مصر منتقل کرده و به ریاست جسمانی و روحانی مصر گماشته بوده است و کلمه مقوقس که شهرت او بود مأخوذ از «قوقاسیوس » یونانی است بمعنی قفقازی. این کلمه را عربها به کسر قاف دوم خوانده اند ولی در نوشته های حبشی به فتح آن است. ( تاریخ اسلام دکتر فیاض چ 2 ص 158 از کتاب فتح العرب لمصر چ قاهره ). و رجوع به ماده قبل شود.
فرهنگ فارسی
لقب جریح بن مینا القبطی رئیس قوم قبط در زمان پیغمبر اکرم ( ص ).
دانشنامه آزاد فارسی
لقب پادشاهان مصر و نام حاکم مصر در زمان حضرت محمد (ص). مقوقس از طرف هراکلیوس (هرقل) پادشاه روم شرقی به زمامداری مصر و حکومت بر «قبطی» ها (که در مصر زندگی می کردند) گماشته شد. پیامبر اکرم (ص) در ۷ ق، او را با نامه ای دعوت به اسلام و پرستش خدای یگانه کرد. پیامبر (ص) در این نامه او را «عظیم القبط» خطاب کرد. مقوقس فرستادۀ پیامبر (ص) را تکریم و احترام نمود و در نامه ای به پیامبر (ص) از حقیقت دعوت او سخن گفت ولی پاسخ مثبت به دعوت پیامبر (ص) نداد و به فرستادۀ پیامبر (ص)، حاطب بن ابی بلتعه، گفت که اگر به آیین او ایمان بیاورم، ملت مصر با من همراهی نمی کنند. حاطب را به همراه دو کنیز به نام های ماریه قبطیه و شیرین به نزد پیامبر (ص) فرستاد. پیامبر اکرم (ص) با ماریه قبطیه تزویج نمود و شیرین را به حسان بن ثابت بخشید و فرمود: مقوقس از ترس زوال حکومت خود، اسلام را نپذیرفت؛ ولی قدرت او به زودی نابود خواهد شد. در زمان خلافت عمر، به موجب صلحی که مقوقس با عمروعاص کرد، سپاه مسلمانان بدون جنگ و خون ریزی وارد اسکندریه شدند و مصر را در ۲۰ ق فتح کردند.