ناعمه به عنوان یک نام دخترانه، بار معنایی غنی و مثبتی دارد که میتواند نمایانگر فردی با زندگی نیکو، لطافت روح و ارتباط عمیق با طبیعت باشد.
دختر نیکو زندگانی و نیکو خورش: این مفهوم به نوعی نشاندهندهی فردی است که زندگی خوشایندی دارد و میتواند به عنوان نمادی از خوشبختی و شادکامی در زندگی شناخته شود. این نام میتواند نمایانگر فردی باشد که به خوبی از زندگی خود لذت میبرد و در ارتباط با دیگران نیز خوشبختی و شادی را منتقل میکند.
نرم و لطیف: یکی از معانی دیگر ناعمه به نرم و لطیف اشاره دارد. این ویژگی میتواند نشاندهندهی شخصیت ملایم، دلنشین و محبتآمیز فرد باشد. نرم و لطیف بودن به معنای برخورداری از ویژگیهای مثبت انسانی مانند مهربانی، حساسیت و توانایی در برقراری ارتباطهای عاطفی عمیق است.
مرغزار و باغ: همچنین ناعمه به معنای مرغزار یا باغ نیز هست. این جنبه از نام میتواند نمایانگر طبیعت و زیباییهای طبیعی باشد و به نوعی به زندگی و سرزندگی اشاره کند. باغ و مرغزار به عنوان نمادهایی از رشد، باروری و زیبایی شناخته میشوند و این نام میتواند نمایانگر فردی باشد که در زندگیاش به زیبایی و طراوت اهمیت میدهد.
( ناعمة ) ناعمة. [ ع ِ م َ ] ( ع ص ) مؤنث ناعم، نرم و لین.( ناظم الاطباء ): شجرة ناعمةالورق؛ درختی که برگ آن نرم باشد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ناعم شود. || زن نیکوزندگانی و نیکوخورش. ( منتهی الارب ) ( فرهنگ نظام ) ( آنندراج ). زن نیکوعیش و نیکوخوراک. مترفه. مترف. ( از معجم متن اللغة ): جاریة ناعمة؛ دختر نیکوخورش. ( ناظم الاطباء ). حسنة. رجوع به ناعم شود. || ( اِ ) مرغزار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). روضة. ( اقرب الموارد ). باغ. ( فرهنگ نظام ).
(عِ مَ یا مِ ) [ ع. ناعمة ] (اِفا. ص. ) مؤنث ناعم. ۱ - نرم و لین. ۲ - دختر نیکو زندگانی و نیکو خورش. ۳ - درختی که برگ آن نرم باشد. ۴ - نرم تن. ج. نواعم.
( اسم وصفت ) مونث ناعم ۱ - نرم ولین. ۲ - دختر نیکو زندگانی و نیکو خورش.۳ - درختی که برگ آن نرم باشد. ۴ - نرم تن جمع: نواعم
اسم: ناعمه (دختر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: nāeeme) (فارسی: ناعمه) (انگلیسی: naeeme)
معنی: نرم و لطیف، ( مؤنث ناعم )، مرغزار، باغ
[ویکی الکتاب] معنی نَّاعِمَةٌ: آن کس که از شادی در پوست خود نمی گنجد - آن کس که نعمتی به او رسیده است (کلمه ناعمه در عبارت "وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ نَّاعِمَةٌ "یا از نعومة است، که به معنی بهجت و سروری است که از باطن به ظاهر انسان سرایت میکند، و هر بیننده را از مسرت باطنی با خبر میسا...
ریشه کلمه:
نعم (۱۴۴ بار)
«نَاعِمَة» از مادّه «نعمة» در اینجا اشاره به چهره هایی است که غرق نعمت شده، تر و تازه و شاداب و مسرور و نورانی است.
مؤنث ناعم.
نرم و لین.
دختر نیکو زندگانی و نیکو خورش.
درختی که برگ آن نرم باشد.
نرم تن.
نواعم.