نکش
متضادها
بکش
لغت نامه دهخدا
نکش. [ ن َ ] ( ع مص ) به قعر رسانیدن چاه را، و برآوردن گل و لای را از چاه. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). آب همه از چاه بکشیدن. ( از تاج المصادر بیهقی ). || سپری کردن چیزی را. ( از منتهی الارب ). فنا کردن و تمام کردن چیزی را. ( از اقرب الموارد )( از متن اللغة ). || فارغ گردیدن از چیزی. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ).
فرهنگ فارسی
به قعر رسانیدن چاه را و بر آوردن گل و لای را از چاه. آب از چاه بکشیدن.
جمله سازی با نکش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است میتوان به او تعقیب میکند، کندذهن و نفس نکش اشاره کرد.
💡 - سنج و صنوبر، مهناز کریمی؛ نفس نکش بخند بگو سلام، حسن بنیعامری
💡 رنجی نکش که لایق بیقدر و قیمتی است هر راحتی که آن بکسی بی تعب رسید
💡 گر نخواهی که چو گل چاک شود پیرهنت بی گناهی نکش از دست خیالی دامن
💡 خجالت نکش فیلمی ایرانی به کارگردانی رضا مقصودی، نویسندگی رضا مقصودی و افرا جورابلو و تهیهکنندگی سید امیر پروین حسینی محصول سال ۱۳۹۶ است. ادامه این فیلم در فیلم سینمایی خجالت نکش۲ در سینما اکران شد.