گستو

لغت نامه دهخدا

گستو. [ گ ُ ] ( اِخ ) فرسخی کمتر میانه شمال و مغرب فرگ است. نصف بیشتر قریه و مزرعه گستواز موقوفات مدرسه منصوریه شیراز است. در وقفنامه ها و فرامین سلاطین آن را حستویه فرگ از اعمال شبانکاره فارس نوشته اند. ( فارسنامه ناصری بخش دوم ص 219 ).

فرهنگ فارسی

فرسخی کمتر میانه شمال و مغرب فرگ است

جمله سازی با گستو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنری گستو در سال ۱۹۶۷ میلادی رئیس دانشگاه پزشکی مارسی شد. وی همچنین بابت خدمات و فعالیت‌های علمی‌اش، برندهٔ جوایز گوناگونی شد که از آن میان می‌توان به «سفیر صرع» (۱۹۶۸)، «جایزهٔ لنوکس» (۱۹۷۷ از انجمن صرع آمریکا) و لژیون دونور (فرمانده) اشاره کرد.

نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز