لغت نامه دهخدا
هم لباس. [ هََ ل ِ ] ( ص مرکب ) دو تن که جامه همانند پوشند. || در تداول، کسانی را گویند که لباس صنف خاصی را به تن کنند.
هم لباس. [ هََ ل ِ ] ( ص مرکب ) دو تن که جامه همانند پوشند. || در تداول، کسانی را گویند که لباس صنف خاصی را به تن کنند.
دو تن که جامه همانند پوشند در تداول کسانی را گویند که لباس صنف خاصی را بتن کنند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چند چون شمشیر بتوان بود در بند نیام؟ چند روزی هم لباس خویش از جوهر کنید
💡 عارفان را در لباس فقر بودن آفت است هم لباس خلق گشتن پرده دار شهرت است
💡 در روایات میان لرها هخامنشیان را از تبار بالاگریوه می دانند قوم دریک وند را خالص ترین لرهای لرستان می توان نام برد که هم زبان باستانی خود را حفظ کرده اند و هم لباس و فرهنگ خود را پس از هزاران سال در در کوهای زاگرس همانندی گنجی ارزشمند نگهداری کرده اند
💡 مصحف رویش ز خط تا هم لباس کعبه شد بر فلک از هاله مه در حلقه ماتم نشست
💡 سیمرغ را خلیفهٔ مرغان نهادهاند هر چند هم لباس خلیفهٔ غراب شد
💡 در داغ غوطه خورد دل غم سرشت ما با کعبه هم لباس شد آخر کنشت ما