نازیک

لغت نامه دهخدا

نازیک. ( اِخ ) دهی است از دهستان گچلرات بخش پلدشت شهرستان ماکو. در 40هزارگزی جنوب پلدشت و در محل تقاطع راه ارابه رو پلدشت به جاده شوسه ماکو، در دامنه معتدل هوای مالاریاخیزی واقع است و 1091 تن سکنه دارد. اهالی آن فارسی را به لهجه ترکی تکلم می کنند. آبش از قنات و چشمه و محصولش غلات وحبوبات و پنبه است. اهالی به زراعت و گله داری مشغولند و صنعت دستی آنان جاجیم بافی است. راه ارابه رو دارد، دبستان دارد. جاجیم های نازیک در آذربایجان به خوبی مشهور است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ص 523 ).

فرهنگ فارسی

یکی از قرائ بخش پلدشت شهرستان ماکو استان چهارم ( آذربایجان غربی ). ۱٠۹۱ تن سکنه دارد. محصولش غلات حبوبات و پنبه است. شغل مردم آن کشاورزی گله داری و صنعت دستی آنها جاجیم بافی است.
دهی است از دهستان گچلرات بخش پلدشت شهرستان ماکو.

فرهنگ اسم ها

اسم: نازیک (دختر) (ترکی، ارمنی) (تلفظ: nāzik) (فارسی: نازيک) (انگلیسی: nazik)
معنی: نازی، منسوب به ناز، نازک، باریک، ظریف، لطیف

جمله سازی با نازیک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بی‌دولتی، دولت، آرمان‌شهر کتابی به نویسندگی رابرت نازیک است که در سال ۱۳۹۵ توسط نشر مرکز به زبان فارسی منشتر شد. این کتاب در زمینه فلسفة غرب بوده و در زمستان ۱۳۹۶ در فهرست نامزدهای دریافت جایزه کتاب سال قرار گرفت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران