متحدی

لغت نامه دهخدا

متحدی. [ م ُ ت َ ح َدْ دی ] ( ع ص ) برابری کننده در کاری. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). معتدل و میانه رو. ( از فرهنگ جانسون ). || پارسا و پرهیزگار. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). و رجوع به تحدی شود.

جمله سازی با متحدی

💡 در انتخابات استانی در پاکستان شرقی در سال ۱۹۵۴، حزب کمونیست چین از جبهه متحدی که توسط اتحادیه عوامی، حزب کریشاک پرجا و حزب نظام اسلام راه اندازی شده بود، حمایت کرد. از هر ده کاندیدای حزب کمونیست پاکستان چهار نفر انتخاب شدند و ۲۳ نفر از اعضای این حزب به عنوان نامزدهای احزاب دیگر انتخاب شدند.

💡 در رابطه با دورنمای همکاری مجدد با اتحاد برای صلح و عدالت، ائتلاف پاسخ نوشت: «[ما] جبهه متحدی را که به ابتکار [ما] تشکیل شد به طرز چشمگیری موفق بوده‌است» و بعداً، «گروه‌های مختلف ممکن است شعارهای متفاوتی بر روی بنرهای خود داشته باشند، اما آنها باید تلاش کنند تا بر نیروهای لشکر غلبه کنند تا شانه به شانه در برابر دشمن واقعی حرکت کنند.»

💡 بنا بر آنچه موسی خورنی تاریخ‌نگار، فیلسوف، مترجم و نویسنده ارمنی نگاشته‌است، در جنگ‌های میان دو دولت اورارتو و آشور، ارمنیان همواره متحدی به نام مادها داشته‌اند و روابط بسیار نزدیک و محکمی نیز میان آن‌ها برقرار بوده‌است. یرواند یکم ساکاواکیاتس، پادشاه ارمنستان، مطیع دولت ماد بود، او به هنگام جنگ بخشی از نیروهای نظامی خود را در اختیار ایشتوویگو قرار می‌داد.

سربسته یعنی چه؟
سربسته یعنی چه؟
تسخیر یعنی چه؟
تسخیر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز