لغت نامه دهخدا
لمکان. [ ل َ ] ( اِخ ) نام پدر حضرت نوح. ( جهانگیری ) ( برهان ). رجوع به لمک و لامک شود.
لمکان. [ ل َ ] ( اِخ ) نام پدر حضرت نوح. ( جهانگیری ) ( برهان ). رجوع به لمک و لامک شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حیاء علی علیه السّلام حین سأل المقداد حتی سأل رسول اللَّه صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم عن حکم المذی لمکان فاطمة.
💡 و فی بعض الاخبار فرضت الصّلاة فی الاصل رکعتین زیدت فی الحضر الّا فی الجمعة لمکان الخطبة.