فرو برده

لغت نامه دهخدا

فروبرده. [ ف ُ ب ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) در زیر کرده. فروشده. رجوع به فروبردن شود. || بلعیده شده. خورده شده.

فرهنگ فارسی

در زیر کرده. فرو شده

جمله سازی با فرو برده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گلپر همچنین در سوپ‌ها و خورش‌ها استفاده می‌شود. اغلب گلپر روی دانه‌های انار پاشیده می‌شود. گلپر همچنین با سرکه مخلوط می‌شود و باقلا قبل از خوردن در آن فرو برده می‌شود.

💡 تا نام تو شیرینی جان داده به گفتن در خویش فرو برده دل از مهر زبان را

💡 طوطیانند فرو برده به شکر منقار یا خط سبز لب لعل شکرخاش گرفت

💡 زان غمزه الامان که اجل نوحه می‌کند بر سینه‌ای که نوک فرو برده خنجرش

💡 او داشت فرو برده به چاهی ماهی داری تو فرو برده به ماهی چاهی

💡 بیالی (به ییدیش: ביאלי) نوعی نان حلقه ای شکل که به‌طور سنتی در لهستان و همچنین آشپزی یهودی تهیه می‌شود. این نان از نظر ظاهری به بیگل شباهت دارد اما قبل از پخت در آبجوش فرو برده نمی‌شود و به سادگی طبخ می‌شود.

گیتی یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز