یکی از شخصیتهای برجسته، هرچند کمتکرار، در متون کهن فارسی، بهویژه شاهنامه فردوسی، است. این نام از ریشه و ساختار زبانیای برخوردار است که آن را در زمره واژگان منسوب به دوران پیش از اسلام یا روایات حماسی قرار میدهد. این شخصیت در منابع مختلف تاریخی و اساطیری، تعابیر متفاوتی یافته است؛ گاهی به عنوان مهندسی رومی که در عصر پادشاهی خسرو پرویز، ساسانی، منشأ خدماتی بودهاست، معرفی میگردد و گاهی دیگر در مقام یکی از سرداران و پهلوانان تورانی ظاهر میشود که در سپاه افراسیاب، پادشاه توران، مقامی چون ضابطی چغان را بر عهده داشته است. این دوگانگی در معرفی، نشاندهنده اهمیت استراتژیک یا نمادین این فرد در روایتهای تاریخی آن دوران است.
در حماسه ملی ایران، شاهنامه، که بازتابدهنده جهانبینی و تاریخ اسطورهای ایرانیان است، فرطوس به عنوان نام یکی از مبارزان لشکر افراسیاب معرفی میشود. حضور او در سپاه دشمن، او را به بخشی از تقابل دایمی میان ایران و توران پیوند میزند. این پهلوان تورانی، بهویژه در روایتهای مربوط به نبردهای مرزی یا فتوحات موقت تورانیان، نقشآفرینی میکند. تحلیل این شخصیتها، که اغلب در سپاهیان مقابل قرار میگیرند، نشاندهنده وسعت جغرافیایی و نفوذ فرهنگی رقبای تاریخی ایران در نظرگاه شاعران حماسهسرا است. نگارش چنین نامهایی در متن اصلی، دقت فردوسی در ثبت جزئیات لشکرکشیها و نامآوران دشمن را تأیید مینماید.