فرضالی
لغت نامه دهخدا
فرضالی. [ ف َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سراب دوره بخش چگنی شهرستان خرم آباد، واقع در 8هزارگزی شمال سراب دوره و شش هزارگزی شمال راه اتومبیل رو خرم آباد به کوهدشت. ناحیه ای است تپه ماهور و دارای 72 تن سکنه. از چشمه فرضالی مشروب میشود. محصول عمده اش غلات، حبوب، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. هنر دستی زنان سیاه چادربافی، جل بافی و جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
جمله سازی با فرضالی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 1.ناگفته نماند که از اولاد میرزا احمد خان بیرانوند که سه پسر با نام زینالعابدین خان اول سلطان خان و فرضالی خان بودند فقط زینالعابدین خان اول اولاد بر جایش ماند و فرضالی و سلطان هردو بدون اولاد از دنیا رفتند سه اولاد بر جای مانده زینالعابدین خان عبارت بودند از: عالی جاه عالی شأن مراد خان بیرانوند زکی خان بیرانوند و علیمحمد خان بیرانوند.