لغت نامه دهخدا
وظائف. [ وَ ءِ] ( ع اِ ) وظایف. ج ِ وظیفه. ( منتهی الارب ). به معنی روزمره از طعام و رزق و جز آن. ( آنندراج ). رجوع به وظیفه شود. و گویند: للدنیا وظائف؛ ای نُوَب و دُوَل.
وظائف. [ وَ ءِ] ( ع اِ ) وظایف. ج ِ وظیفه. ( منتهی الارب ). به معنی روزمره از طعام و رزق و جز آن. ( آنندراج ). رجوع به وظیفه شود. و گویند: للدنیا وظائف؛ ای نُوَب و دُوَل.
(اسم ) جمع وظیفه: ۱- وظیفه ها: (( وظایف خدمتکاری و رسم الجامشی و عرض پیشکش و ثغور تقدیم میرسانیدند... ) ) ۲ - فهرستها صورتهای مالیاتی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در متن اندرز خوبی کنم به شما کودکان رفتار درست کودکان در راه مدرسهٔ دینی (هیربدستان) مانند نیازردن حیوانات و احترام به رهگذران آشنا، رفتار در خانه مانند احترام به پدر و مادر و فرمانبرداری از آنان، آداب غذا خوردن، وظائف دینی صبحگاهی، رفتار با استاد در مدرسه، وقت رفتن به مدرسه و سن رفتن به مدرسه و کوشش در فراگیری آمدهاست.
💡 در سال ۱۳۷۹ مرکز بهداشت روانی و روانپزشکی شفا که یکی از بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد بود منحل گردید و کلیه وظایف آن اعم از آموزشی و درمانی به بیمارستان ابن سینا محول شد. این تحول به نوبه خود مسئولیتها و وظائف بیمارستان ابن سینا را افزایش داد.
💡 عبهر لطف و ریحان فضل در روضه دل دوستان برویانیدی تا بلطف و فضل تو بسرّ معارف و اداء وظائف رسیدند اگر با اعدا دین همین فضل و کرم بودی، دار السلام جای ایشان بودی.
💡 بر اساس نظرگاه حزب کمونیست چین که از سال ۱۹۴۹ به تنهائی در حکومت قرار دارد، حقوق بشر شامل یکسری حقوق و وظائف افراد و همچنین جامعه میشود. حقوق بشر شامل دستهبندیهای سفت و سخت نمیشود بلکه آنها قابل تغییر و تحول میباشند؛ بنابراین این اصول میتوانند بشرح زیر تعریف شوند
💡 تلاشهایی برای شرح وظائف و اختیارات دکترای حرفهای بینایی سنجی در ایالات متحده در جریان است. اکنون ایالتهای تگزاس و نبراسکا و کارولینای جنوبی نیز خواستار تغییر دامنه اختیارات دکترای حرفهای بینایی سنجی شدهاند.