لغت نامه دهخدا
نردبازی. [ ن َ ] ( حامص مرکب ) عمل نردباز.نرادی. نرد باختن. رجوع به نردباز شود:
گهی جستن به غمزه چاره سازی
گهی کردن به بوسه نردبازی.نظامی.
نردبازی. [ ن َ ] ( حامص مرکب ) عمل نردباز.نرادی. نرد باختن. رجوع به نردباز شود:
گهی جستن به غمزه چاره سازی
گهی کردن به بوسه نردبازی.نظامی.
عمل نرد باز نرادی نرد باختن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کعبتین از رخ و از پیل بدانم بصفت نردبازی و شفطرنج بدانم ز ندب