مراسله
مترادفها
مکاتبه، نامه نگاری
لغت نامه دهخدا
مراسله. [ م ُ س َ / س ِ ل َ / ل ِ ] ( از ع اِمص ) مراسلة. نامه و پیغام رد و بدل کردن. رجوع به مراسلة شود. || ( اِ ) نامه. ( لغات فرهنگستان ). مکتوب. نوشته. نامه و پیغامی که به کسی فرستند. ج، مراسلات.
- مراسله داشتن؛ مکاتبه داشتن. با هم نامه و پیغام رد و بدل کردن. به پیغام و نامه با هم رابطه داشتن: یکی از متعلقان واقف بود و ملک را اعلام کرد که فلان را که حبس فرموده ای با ملوک نواحی مراسله دارد. ( گلستان سعدی ).
- مراسله نوشتن؛ نامه نوشتن. مکاتبه کردن.
فرهنگ معین
(مُ س لِ ) [ ع. مراسلة ] ۱ - (مص ل. ) به هم نامه نوشتن، نامه فرستادن. ۲ - (اِ. ) نامه، مکتوب. ج. مراسلات.
فرهنگ عمید
۱. نامه.
۲. (اسم مصدر ) [قدیمی] به هم نامه نوشتن، نامه فرستادن.
فرهنگ فارسی
بهم نامه نوشتن، نامه فرستادن، نامه
۱- ( مصدر ) نامه نوشتن و فرستاد ن بیکدیگر. ۲- ( اسم ) نامه مکتوب: مراسلهای از لارد کلارندن وزیر امور خارج. انگلیس در جوف آن ( پاکت ) بود... جمع: مراسلات.
نامه رد و بدل کردن
ویکی واژه
مراسلة
به هم نامه نوشتن، نامه فرستادن.
نامه، مکتوب.
مراسلات.
جمله سازی با مراسله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعضی از مورخان شکست خلیفه را در اثر نقشهکشی و خیانت عمدی وزیر شیعه مذهب او ابن علقمی دانستهاند. ابن کثیر میگوید ابن علقمی کوشش تمام بکار برد تا ارتش را خالی کند و اسم ارتشیان را از دیوان ارتش پاک نموده و آنها را اخراج مینمود، تعداد ارتشیان در ایام المستنصر حدود صد هزار جنگجو بود که پیوسته آنها را کم نموده تا اینکه بیش از ده هزار نفر باقی نگذاشت سپس با تاتار مراسله نموده و آنها را برای حمله به کشور تشویق نمود و نقاط ضعف کشور را برایشان روشن نمود.