لغت نامه دهخدا
قرول. [ ق ُ ] ( معرب، اِ ) مرجان سرخ را گویند، و به فارسی بسد. ( فرهنگ دزی ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
قرول. [ ق ُ ] ( معرب، اِ ) مرجان سرخ را گویند، و به فارسی بسد. ( فرهنگ دزی ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
۱ - دیدبانی که در برج و باروی اطراف شهر و جاده ها بمراقبت پردازد ۲ - سربازی که در محلی بکشیک پردازد نگاهبان مستحفظ پاسدار ۳ - میر کشاری که صید را از دور ببیند و تشخیص دهد ۴ - فوجی که از پیش رود مقدمه طلایع طلایه جلودار یا پیش قراول.
مرجان سرخ را گویند و بفارسی بسد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از آن جا برفتیم، به شهری رسیدیم که قرول نام آن بود.