لغت نامه دهخدا
قدم شمار.[ ق َ دَ ش ُ ] ( نف مرکب ) گام شمار. گام سنج. راه سنج.
قدم شمار.[ ق َ دَ ش ُ ] ( نف مرکب ) گام شمار. گام سنج. راه سنج.
۱ - ( صفت ) آنکه قدم را بشمارد گام شمار ۲ - گام شماری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا خامهوار خود را از سعی وا نداریم مژگان قدم شمار است هر چند پا نداریم
💡 جنون معاشی حرص، آنگه انفعال تردد؟ قدم شمار عرق مردن و ز تب نگذشتن