نیکان در زبان فارسی به معنای خوبان یا افراد نیکوکار است و به افرادی اشاره دارد که دارای ویژگیهای مثبت اخلاقی هستند و به خوبیها، نیکیها و رفتارهای پسندیده شناخته میشوند. نیکان میتواند به عنوان نمادهایی از فضیلت، صداقت و اخلاق حسنه معرفی شود.
نیکان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
(پرتو نیکان نگیرد هر که بنیادش بد است تربیت نا اهل را چون گرد کان بر گنبد است ) ( گلستان. چا. فروغی بخ. ۵ ) ۱۸ - بسیار سخت: (( چه سخت سست گرفتی و نیک بد کردی هزار بار ازین رای باطل استغفار. ) ) ( سعدی. فرنظا. ) ۶ - تمام کامل: (( ساعتی نیک ماندم افتاده دل به اندیشه های بد داده. ) ) ( هفت پیکر. ارمغان. ۷ ) ۱۵۸ - ( اسم ) خوبی نیکی: مقابل بدی بد: ((... خطا و صواب آن معلوم گردد و بد و نیک آن روشن شود. ) ) یا نیک کار. ( کشتی زور خانه ) کاری که مخصوص یک کشتی گیر است مثلا گفته میشود: (( نیک کار فلان پهلوان رن سرپاست. ) ) یعنی در این فن تخصص دارد
دهی است از رویدر بخش بستک شهرستان لار. در ۱۳۲ هزار گزی شمال شرقی بستک و در دامنه جنوبی کوه کرد سیاه و در منطقه گرمسیری واقع است. آبش از چشمه محصولش غلات و خرما شغل اهالی زراعت است.
فرهنگ اسم ها
معنی: منسوب به نیک، خوب، نیکو، آدم خوب، شخص صالح، شایسته، خوشی، سعادت، ( نیک، ان ( پسوند نسبت، علامت جمع ) )، ن نیک، نیک ها ( اشخاص نیک )، ( نیک + ان ( پسوند نسبت، به علاوه به معنی نیک ها ( اشخاص نیک )
جملاتی از کلمه نیکان
وی همچنین در بخشهای فنی و تدارکاتی فیلمهایی همچون صمد آرتیست میشود (۱۳۵۳)، وصل نیکان (۱۳۷۰)، جانسخت (۱۳۷۶)، پاییز بلند (۱۳۷۲)، مسلخ (۱۳۵۳) همکاری داشتهاست.
از این جهت که خدای تعالی در وصف نیکان اصحاب پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: «اشداء علی الکفار» یعنی: «سخت و شدیدند بر کفار».
تا جهان بوده است با نیکان بدان در کینهاند میگساران را حسودان دشمن دیرینهاند
تهران رویدر روستای کوچکی از توابع بخش رویدر شهرستان خمیر استان هرمزگان ایران است. این روستا در جنوب نیکان واقع شدهاست.
فرشیدورد در طول زندگی زناشویی هرگز صاحب فرزندی نشد و بعد از جدا شدن از همسر خود، دیگر ازدواج نکرد. او بیپروا بود و گاهی به کارهایی که در نظام جمهوری اسلامی ایران انجام میشد معترض بود و به همین دلیل از تدریس در مقطع کارشناسی منع شد. پس از بازنشستگی از دانشگاه تهران، مدتی را با بستگانش زندگی کرد و پس از آن به سرای سالمندان نیکان منتقل شد.
بوشاسپ در اسطورهشناسی زرتشتی، عاملِ تنبلی و بیکاری پنداشته میشود. او عاملِ «به تعویق افتادن» است زیرا میکوشد که نیکان را از انجام وظایفِ سازنده بازدارد. او دنیا را به خواب میبرد و مؤمنان را در ساعتِ نماز، خواب نگه میدارد.