نوحه سرایی
مترادفها
سوگواری، عزاداری، نوحهخوانی
متضادها
شادی، شادمانی، خنده، سرخوشی
لغت نامه دهخدا
نوحه سرایی. [ ن َ / نُو ح َ / ح ِ س َ ]( حامص مرکب ) عمل نوحه سرای. رجوع به نوحه سرای شود.
- نوحه سرایی کردن؛ نوحه خوانی کردن. نوحه گری کردن. نوحه خواندن.
فرهنگ فارسی
عمل نوحه سرای.
جمله سازی با نوحه سرایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در غم او نوحه سرایی کنم نوحه سرایی چو صفایی کنم
💡 باکم ز گنه چیست بدین نوحه سرایی تا همچو صفایی
💡 به حیاتت که از آن دم که وداعت کردم کار من نیست به جز نوحه سرایی کردن
💡 از رفتن گل صحن چمن نوحه سرایی است هر برگ خزان آینه مرگ نمایی است
💡 حذر از شهرت خونریز کسی باید کرد که اگر کشته شود نوحه سرایی دارد
💡 مراسمهای مذهبی در فرهنگ ما اغلب با نوحه سراییهای سوزناک همراه است که باعث ایجاد فضای معنوی و عاطفی در میان مردم میشود.
💡 هنر نوحه سرایی نیازمند مهارتهای بالای صدا و درک عمیق از مفاهیم عرفانی و تاریخی است تا بتواند بر قلبها اثر بگذارد.
💡 در برخی از فرهنگهای قدیمی، نوحه سرایی نقش مهمی در سوگواری برای شخصیتهای بزرگ تاریخ و حفظ حافظه جمعی جامعه داشت.