لغت نامه دهخدا
نفوز. [ ن َ ] ( ع ص ) ظبی نفوز؛ آهوی برجهنده. ( ناظم الاطباء ). بدین معنی در مآخذ به دسترس ما ینفوز - بر وزن یعقوب - آمده است. رجوع به ینفوز شود.
نفوز. [ ن ُ ] ( ع مص ) نفز. نفزان. ( اقرب الموارد ). رجوع به نَفَز شود.
نفوز. [ ن َ ] ( ع ص ) ظبی نفوز؛ آهوی برجهنده. ( ناظم الاطباء ). بدین معنی در مآخذ به دسترس ما ینفوز - بر وزن یعقوب - آمده است. رجوع به ینفوز شود.
نفوز. [ ن ُ ] ( ع مص ) نفز. نفزان. ( اقرب الموارد ). رجوع به نَفَز شود.
نفز ٠ نفزان ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نام دیگر کربن دهی کربونیزه کردن است. این روش یکی از ارزانترین روشهای سخت کردن سطحی است که در روش اول گنجانده میشود زیرا با تغییر ترکیب شیمیایی همراه است و ساختار کریستالی با نفوز دچار تغییر میشود. در قدیم کربن را به صورت گازهای کربن دار روی سطح نفوذ میدادند مانند گاز کربن ناشی از زغال چوب به داخل قطعات آهنی نفوذ داده میشد و سپس سریع ان را سرد میکردند. امروزه قطعات آهنی را در یک محیط با دمای بالا و کربن دار قرار میدهند و ان را گرم میکنند و بعد با سرعت معینی دوباره سرد میکنند که خود شامل چند نوع است که بستگی به حالت کربن در محیط برای نفوذ دارد که در زیر به ان اشاره میکنیم.
💡 و ان کان من أهل لئیم فلم ترم من الله الا أن نفوز بفضله