لغت نامه دهخدا
نفس دزدیدن. [ ن َ ف َ دُ دی دَ ] ( مص مرکب ) نفس را در سینه حبس کردن.
نفس دزدیدن. [ ن َ ف َ دُ دی دَ ] ( مص مرکب ) نفس را در سینه حبس کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به حکم عشق معذورم گر از دل نشنوی شورم نفس دزدیدن صورم قیامت دارد آهنگم
💡 از نفس دزدیدن بویگلم غافل مباش دامن پیچیدهای دارم که صحرا کردنیست
💡 بم و زیر دگر دارد نوای ساز مشتاقان نفس دزدیدن اینجا اختصار ناله میگیرد
💡 چه حرف است این که خاموشی فزاید زندگانی را؟ نفس دزدیدن من بر چراغ عمر صرصر شد
💡 تظلم یأس دارد ورنه من در صبر ناکامی نفس دزدیدن سرکوب صد فریادرس دارم
💡 از خموشی می توان صائب به معنی راه برد مایه غواص گوهرجو نفس دزدیدن است