نشه
مترادفها
مست شدن
لغت نامه دهخدا
نشه. [ ن َ ش ْ ش َ ] ( اِ ) مؤلف غیاث اللغات آرد: نشه به فتح نون و شین معجمه مشدد بر وزن پشه، بیهوشی و کندی حواس که از خوردن شراب و بنگ و غیره پیدا شود. کسانی که برای این معنی نشاء، به الف و همزه، نویسند غلط است - انتهی. اما در مآخذ دیگر چونین ضبطی دیده نشد.
فرهنگ فارسی
مولف غیاث اللغات آرد: نشه به فتح نون و شین معجم. مشدد بر وزن پشه بیهوشی و کندی حواس که از خوردن شراب و بنگ و غیره پیدا شود. کسانی که برای این معنی نشائ به الف و همزه نویسند غلط است.
جمله سازی با نشه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من ارسلا نشه ملک قناعتم زین روی جهان قیصر و خان، صد یک جهان من است
💡 تو سروی و ما چون آب آورده به پایت سر می ماند و ما نشه بر خاک سر کویت
💡 هرگز برادری به عزای برادری در روزگار، چو نشه گلگون قبا نسوخت
💡 از فیلمهایی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان به سستعفاف، تیری در تاریکی، تا سه نشه بازی نشه، وای دکتر نه! و پرندههای شکاری اشاره کرد.
💡 افتخار اهل دولت خواجه احمد آن که بود نشه اقبالش از فیض ازل در آب و گل
💡 همین دولت ز فیض نشه ی عشقت مرا کافی که بیتی چند در مدح و ثنایت بیخود انشا شد