نامال
لغت نامه دهخدا
نامال. ( ن مف مرکب ) نامالیده. نمالیده. مالیده ناشده. مالش نادیده.
- تریاک نامال؛ شیره خشخاش که هنوز آن را نمالیده اند.
جمله سازی با نامال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کیم هیون سوک یک دختری دبیرستانی است و توسط معلم شیطانی اش نامال نیون از مدرسه اخراج میشود، بعد از آن هیون سوک با یک معلم ازدواج میکند و صاحب دختری به اسم جانگ ماری میشود که همچنین نامال نیون یک پسری به اسم لی رو اوه دارد.